فعاليتهاي انجامشده در توسعه پروازهاي عمومي
در اواسط دهه 60، سخنهايي از سفرهاي فضايي مردم، در سناي ايالات متحده و بعضي محافل ديگر بهميان رفت اما بحثهاي جدي در اين خصوص درنگرفت. در سالهاي نخست دهه هشتاد ميلادي كه درباره ايستگاه بينالمللي فضايي مطالعه و تحقيق صورت ميپذيرفت، در رابطه با استفادههاي متفاوت از اين ايستگاه، توسعه سفرهاي فضايي براي عموم مردم و سفرهاي فضايي خصوصي يا تجاري نيز پيشنهاد شد.
در همان زمان، ناسا تصميم گرفت كه مردم عادي براي يك بار هم كه شده شانس خود را در پرواز با شاتل فضايي امتحان كنند. در 23 دسامبر سال 1983 بيانيهاي از سوي ناسا در دفتر ثبت دولت فدرال اين كشور به چاپ رسيد كه در آن آمده بود كه ناسا قصد انتخاب شخصي را به عنوان مسافر با شرايط مناسب و سلامتي كافي جهت مسافرت با شاتل فضايي دارد. اين برنامه، برنامه شركت در پرواز فضايي نام داشت و با برنامههاي معلم در فضا و خبرنگار در فضا آغاز شده بود. 11000 نفر براي اين سفر تقاضانامه فرستادند. در 27 اوت 1984، رونالد ريگان، رئيس جمهور وقت ايالات متحده اعلام كرد شارون كريستا مكآليف كسي است كه براي اين برنامه انتخاب شده است و به عنوان اولين شهروند عادي اين كشور به فضا خواهد رفت.
كمي بيش از يك سال بعد، در تاريخ 24 اكتبر 1985، ناسا اعلام كرد كه يك خبرنگار را هم در آينده به فضا خواهد فرستاد. ناسا تقاضانامههاي زيادي از داوطلباني دريافت كرد كه گمان ميكردند ميتوانند از استعداد خبرنگاري خود در جهت ارتباط برقرار كردن بين سفر فضايي كه انجام خواهند داد و مردم عادي كه تا به حال چنين تجربهاي را نداشتهاند، استفاده كنند. در نهايت، يك هنرمند نيز براي فرستادن به فضا پيشنهاد شد. اين برنامهها براي توسعه سفرهاي فضايي براي عموم مردم بود، با اين تفكر كه فضا بايد به روي كساني غير از دانشمندان و كاوشگران گشوده شود.
در ژانويه 1986، شاتل فضايي چلنجر كه حامل معلم انتخاب شده، كريستا مك اوليف بود، كمي پس از برخاستن منفجر شد. اين پايان برنامه شركت مردم عادي در پروازهاي فضايي ايالات متحده بود. سانحه چلنجر فضانوردان و نيز ناوگان فضايي امريكا را براي دو سال و نيم خانهنشين كرد و البته همين موضوع باعث شد مسئله ايمني در شاتلها و فضاپيماها بيشتر مورد توجه قرار گيرد.
 | | آخرين اعضاي خدمه شاتل چلنجر |
پس از پايان جنگ سرد در سال 1991، باز هم توجه به اين سو جلب شد. رقابتي كه در خلال جنگ سرد بين دو قدرتِ صاحب فناوري آن دوران، ايالات متحده و شوروي سابق، وجود داشت، باعث پيشرفتهاي بزرگ در صنعت هوافضا شده بود. هم ايالات متحده و هم اتحاد جماهير شوروي تا آن زمان قيمت زيادي بابت جنگ سرد پرداخته بودند. حجم وسيعي از اطلاعات ايجاد و زمينههاي جديدي در علوم و فناوري شكوفا شد. فناوري غولآسايي كه تا امروز هيچيك از كشورهاي صاحب فناوري نتوانستهاند با آن رقابت كنند از همين دوران سرچشمه گرفت. بسيار غير منطقي و نامعقول بود اگر فناوري نظامي و غيرنظامي فضايي كه تا آن زمان ايجاد شده بود به حال خود رها ميشد و استفاده مطلوب و مقرون به صرفهاي از آن صورت نميگرفت. اين فناوري و سرمايه عظيم بايد به نحوي مطلوب توسعه پيدا ميكرد و به نحو مطلوبتري نيز در اختيار مردم قرار ميگرفت، به طوريكه مردم در فعاليتهاي فضايي سهيم و شريك شوند.
دولت روسيه به عنوان اولين كشوري كه پرواز فضايي سرنشيندار انجام داد و يكي از دو كشوري كه تا آن زمان قادر به انجام اين كار بودند فعاليتهاي خود را در اين خصوص آغاز كرد. سازمان فضايي تازه تاسيس اين كشور، آركيآ، كه پس از فروپاشي شوروي سابق و انحلال برنامههاي فضايي اين كشور شكل گرفته بود، براي دوام و ادامه برنامههاي فضايي خود به شدت با كمبود بودجه مواجه بود. اين امر تلاشها و برنامههاي بزرگ روسيه از جمله ماموريتهاي ماه و يا مشاركت در ساخت ايستگاه بينالمللي فضايي را با مشكلات زيادي مواجه كرده بود. آركيآ فناوري و پايگاههاي پرتاب به جا مانده از برنامههاي فضايي شوروي را براي ادامه فعاليتهاي خود به كار گرفت. اين سازمان كنترل برنامههاي فضايي غيرنظامي روسيه را به دست گرفت و آنها را متمركز كرد، كه پروازهاي فضايي غيرنظامي سرنشيندار و بيسرنشين از آن جملهاند.
مشكلاتي كه در دهه نود به دولت روسيه هجوم آورده بود، سازمان فضايي اين كشور را بر آن داشت تا به دنبال راههاي ديگري براي سرپا نگه داشتن و ادامه برنامههاي فضايي اين كشور باشد. اين امر موجب شد اين سازمان نقش رهبر را در پرتاب ماهوارههاي تجاري و نيز گردشگري فضايي به عهده گيرد.
در آخرين سالهاي قرن پيش، سازمان فضايي روسيه اولين اعلان عمومي براي انجام پرواز فضايي تجاري يا خصوصي را صادر كرد.
|