سنجش از دور ایران- فرهنگ اصطلاحات فنی
ک-گ-ل-م-ن-و-ه-ی

حذف تصاویر و رنگ‌ها
بازگشت AWT IMAGE
ا-ب-پ-ت-ث-ج-چ-ح-خ enlightened د-ذ-ر-ز-ژ-س-ش enlightened ص-ض-ط-ظ-ع-غ-ف-ق

ک-گ-ل-م-ن-و-ه-ی

اصطلاح

معادل انگلیسی

تعریف و شرح اصطلاح

کاذب رنگ

False color

استفاده از یک رنگ غیر معمول برای نمایش دادن رنگی یک عارضه. به آن فالس کالر نیز می گویند.

کاربرپسند

User friendly

اصطلاحی خاص برای تجهیزات یا تکنیکهایی که استفاده از آنها آسان است.

کاربری زمین

Land use

استفاده از زمین. به آن کاربری اراضی نیز گفته شده که اغلب با پوشش زمینی اشتباه می شود.

کانون

Focus

نقطه ای که در آن پرتو های تابیده از یک منبع نقطه ای نور پس از عبور از عدسی دوربین به هم رسیده و همدیگر را قطع می کنند به فوکوس معروف است.

کد گذاری زمینی

Geocoding

مرجع بندی جغرافیایی اقلام داده ها که به آن ژئوکدینگ نیز می شود.

گاما

Gamma

اندازه ای عددی از محدوده ای که در آن فیلم منفی یا نگاتیو عکاسی ظاهر می شود.

گرمای ویژه

Specific heat

نسبت بین ظرفیت گرمایی یک ماده و ظرفیت گرمایی آب.

گستره زمینی

Ground range

فاصله بین رد زمینی یک دستگاه سنجنده تا یک شی معین. به آن برد زمینی نیز می گویند.

گستره سمت القدم

Nadir range

بخشی از تصویر رادار پهلونگر که از همه به خط پرواز هواپیما نزدیکتر است به آن گستره نادیر یا برد سمت القدم یا برد ندیر نیز می گویند.

لبه

Edge

مرز یا محدوده یک شی در تصویر

ماهواره

Satellite

شئ در حال گردش دور یک جرم آسمانی که به آن مر مصنوعی نیز گفته می شود.

ماهواره آزمایشی مشاهده زمین

(اسپات)SPOT

Satellite Probatoire de l' Observation de la Terre

ماهواره خورشید آهنگ

Sun synchronous satellite

ماهواره ای که مدار آن بر صفحه گذرنده از قطبهای زمین یا هر سیاره دیگر، یا گذرنده از نزدیکی قطبهای آنها واقع است و ارتفاع آن چنان است که ماهواره از فراز مکانهایی که عرض جغرافیایی یکسان دارند دو مرتبه در هر روز در وقت خورشیدی محلی یکسان عبور می کند.

ماهواره دید نزدیک

Close look satellite

ماهواره شناسایی ایالات متحده آمریکا که به آن ماهواره کلوز لوک هم گفته می شود.

مدار

Orbit

مسیر گردش ماهواره یا قمر، یا هر جسم دیگر به دور یک جسم تحت تاثیر نیروی گرانش.

مدار قطبی

Polar orbiting

ماهواره ای که در طی گردش خود به دور زمین یا هر سیاره دیگر از فراز یا از نزدیکی قطب های شمال و جنوب زمین یا سیاره مورد نظر عبور می کند.

مرکز عکس

Photo centre

مرکز عکس هوایی. اصطلاح نقطه اصلی رو ببینید.

مساحی زمینها و املاک

Cadastral survey

مساحی برای تعیین حدود مالکیت زمین که به آن مساحت کاداستری هم می گویند.

مقیاس

Scale

نسبت فاصله ای روی تصویر یا نقشه به فاصله متناظر آن برروی زمین

مقیاس خاکستری

Grey scale

نواری تکفام یا مونوکرومیک از سایه ها که از سفید تا سیاه با سایه های حد میانی خاکستری گستردگی دارد.

مکان نما

Cursor

وسیله نمایش مکانف نظیر یک عدسی با دو خط باریک متقاطع ر مرکز آن، در دستگاه رقومی کننده یا واحد نمایش بصری که به آن کرسر نیز می گویند.

منحنی مشخصه

Characteristic curve

نموداری که ارتباط بین لگاریتم نوردهی و لگاریتم تاری عکس را نشان می دهد.

منطقه های طیفی

Spectral regions

گستره های طول موجی قراردای که طیف الکترومغناطیس به آنها تقسیم می شود.

منظره

Scene

به هر چیزی از نظر فضائی یا زمانی در مقابل یک سنجنده روی می دهد، صحنه گفته می شود.

موزائیک

Mosaic

اجتماعی از تصاویر های همپوشانی کننده که لبه ای آنها به منظور ایجاد نمایش پیوسته ای از بخش سطح زمین با یکدیگر جفت شده اند.

میدان دید

Field of view

زاویه فضایی که دستگاهی نوری تحت آن زاویه نسبت به تابش حساس است.

میدان دید

FOV

Field of view

میدان دید لحظه ای

Instantaneous field of view

میدان دید یک آشکار ساز در یک لحظه

میکرو موج

Active microwave

اشاره به رادار دارد.

میکروموج

Microwave

بخشی از طیف الکترومغناطیس که بین انتهای گرمایی طیف فروسرخ و موج های رادیویی قرار دارد.

نزدیکترین همسایه

Nearest neighbor

تکنیک یا روش نمونه برداری دوباره که برای تصحیح هندسی تصویر ها به کار گرفته میشود.

نسبت سیگنال
به نوفه

S/N

Signal to Noise ratio

نقشه بردار موضوعی

Thematic Mapper

سنجنده اپتیکی نصب شده بر روی ماهواره های لندست-4 و D'

نقشه بردار موضوعی

TM

Thematic Mapper

نقشه موضوعی

Thematic map

نقشه ای که برای ترسطم و به تصویر کشیدن موضوعی خاص طرح شده باشد.

نقطه اصلی

Principal point

مرکز عکس هوایی. اصطلاح مرکز عکس را ببینید.

نقطه داغ

Hot spot

اصطلاحی خاص برای منطقه ای از تصویر که بازتابش آینه ای تابش خورشید را ثبت کرده است.

نقطه کنترل زمینی

Ground control point

یک عارضه جغرافیایی با موقعیت شناخته شده که بر روی تصویرها قابل تشخیص است و از آن در طی تصحیح هندسی می توان استفاده نمود.

نمایش

Display

وسیله بروندادی که نمودار بصری از مجموعه ای از داده ها را ایجاد می کند.

نمودار ستونی

Histogram

نمایش ترسیمی یا گرافیکی مجموعه ای از داده های که فراوانی وقوع (روی محور قائم) مقدارهای منفرد (روی محور افقی) را نشان می دهد، به هیستوگرام معروف است.

نمونه

Sample

زیر مجمعه ای از یک جمعیت که برای بدست آوردن اطلاعات مربوط به مشخصه های جمعیت برگزیده شده اند.

نمونه برداری دوباره

Resampling

تصحیح هندسی به وسیله بازسازی تصویر بر یایه ای جدید، که معمولا یک نقشه است.

نمونه های تمرینی

Training samples

نمونه داده هایی که از یک موجودیت معلوم که برای تعیین مرزهای تصمیم به عنوان بخشی از طبقه بندی نظارت شده مورد استفاده قرار می گیرد.

نور

Light

تابش مرئی با طول موجهای بین 4/. تا 7/. میکرو متر

نورگذران

Transparency

1- توانایی یک ماده در عبور دادن نور از خود
2- تصویری مثبت یا پوزیتیو بروی شیشه یا فیلم که با عبور دادن نور از آن می توان به تصویر را مشاهده نمود.

نوفه

Noise

به اثرهای تصادفی یا منظم در داده های که کیفیت آنها را تنزل می دهد، نویز اتلاق می گردد.

هدف

Target

1- شیئی در عارضه زمینی مورد نظر در تحقیقات سنجش از دور
2- بخشی از سطح زمین که در اثر بازتابش یا گسیل تابشی را که توسط سیستم سنجش از دوری اندازه گیری می شود، تولید می کند.

هسته

Kernel

آرایه ای از جزءهای تصویری که برای فیلتر نمودن تصویر رقومی از آن استفاده شود را کرنل می گویند.

همپوشانی

Overlay

1- انطباق و بر هم افتادن بخش یا تمامی یک مجموعه از جمله مجموعه ای از داده ها بر مجموعه ای دیگر از همان نوع
2- سطح مشترک دو تصویر متوالی در طول یک خط پرواز

هموار کردن

Smoothing

میانگین کردنمقدارها و تن هادر ناحیه های تصویری مجاور برای ایجاد تغییر حالت های تدریجی تر

ا-ب-پ-ت-ث-ج-چ-ح-خ enlightened د-ذ-ر-ز-ژ-س-ش enlightened ص-ض-ط-ظ-ع-غ-ف-ق
نشانی مطلب در وبگاه سنجش از دور ایران:
http://isa.ir/find.php?item=2.89.178.fa
برگشت به اصل مطلب